سُورَةُ ص
سوره ص با ترجمه فارسی
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
خواندن سوره ص با ۱۳ ترجمه، ۷ تفسیر و تلاوت آیهبهآیه
| متن عربی | ترجمه خرمشاهی |
|---|---|
| صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِ ۱ | ص [صاد] سوگند به قرآن پندآموز |
| بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ ۲ | آری کافران گرفتار حمیت [جاهلیت] و ستیزهجوییاند |
| كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوا۟ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ ۳ | چه بسیار نسلها که پیش از ایشان نابودشان کردیم و فریاد خواستند اما زمان، زمان گریز [و رهایی] نبود |
| وَعَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ ۖ وَقَالَ ٱلْكَـٰفِرُونَ هَـٰذَا سَـٰحِرٌ كَذَّابٌ ۴ | و شگفتی میکردند که [پیامبر] هشداردهندهای از خودشان به سراغ آنان آمده است، و کافران گفتند این جادوگر دروغزن است |
| أَجَعَلَ ٱلْـَٔالِهَةَ إِلَـٰهًا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌ ۵ | آیا همه خدایان را خدای یگانهای میسازد، این امر عجیبی است |
| وَٱنطَلَقَ ٱلْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ ٱمْشُوا۟ وَٱصْبِرُوا۟ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَىْءٌ يُرَادُ ۶ | و بزرگان ایشان به راه خود رفتند و گفتند که بروید و بر [عبادت] خدایان خود شکیبایی پیشه کنید، که این امر مطلوب است |
| مَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِى ٱلْمِلَّةِ ٱلْـَٔاخِرَةِ إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا ٱخْتِلَـٰقٌ ۷ | ما چنین چیزی در آیین اخیر نشنیدهایم این جز از خود بر ساختن نیست |
| أَءُنزِلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ مِنۢ بَيْنِنَا ۚ بَلْ هُمْ فِى شَكٍّ مِّن ذِكْرِى ۖ بَل لَّمَّا يَذُوقُوا۟ عَذَابِ ۸ | آیا از میان همه ما قرآن بر او نازل شده است؟ بلکه ایشان از یاد من در شک و شبههاند، یا هنوز عذاب مرا نچشیدهاند |
| أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ ٱلْعَزِيزِ ٱلْوَهَّابِ ۹ | یا گنجینههای رحمت پروردگار پیروزمند بخشندهات در اختیار آنان است؟ |
| أَمْ لَهُم مُّلْكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ فَلْيَرْتَقُوا۟ فِى ٱلْأَسْبَـٰبِ ۱۰ | یا فرمانروایی آسمانها و زمین و مابین آنها از آن ایشان است، پس با نردبانها فراروند |
| جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ ٱلْأَحْزَابِ ۱۱ | در آنجا سپاهی است از همدستان که شکست خوردنی است |
| كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو ٱلْأَوْتَادِ ۱۲ | پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب سپاه، تکذیب [پیامبران را] پیشه کردند |
| وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَـٰبُ لْـَٔيْكَةِ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلْأَحْزَابُ ۱۳ | و نیز ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه، این جماعتها |
| إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ ۱۴ | یکایک آنان جز تکذیب پیامبران کاری نکردند، و لذا عقاب من [در حق آنان] تحقق یافت |
| وَمَا يَنظُرُ هَـٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيْحَةً وَٰحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ ۱۵ | و اینان جز بانگ مرگبار یگانهای را انتظار نمیکشند که فروگذار نمیکند |
| وَقَالُوا۟ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ ٱلْحِسَابِ ۱۶ | و ادعا کردند که پروردگارا کارنامه ما را پیش از روز حساب، هر چه زودتر به ما بده |
| ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ ۱۷ | بر آنچه میگویند شکیبایی کن، و از بنده ما داوود یاد کن که هم توانمند بود و هم توبه کار |
| إِنَّا سَخَّرْنَا ٱلْجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحْنَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِشْرَاقِ ۱۸ | ما کوهها را همراه او رام کرده بودیم که شامگاهان و بامدادان همنوا با او تسبیح میگفتند |
| وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةً ۖ كُلٌّ لَّهُۥٓ أَوَّابٌ ۱۹ | و پرندگان را که گرد آینده بودند و همه باز گردنده |
| وَشَدَدْنَا مُلْكَهُۥ وَءَاتَيْنَـٰهُ ٱلْحِكْمَةَ وَفَصْلَ ٱلْخِطَابِ ۲۰ | و فرمانروایی او را استوار داشتیم و به او پیامبری و نفوذ کلامی فیصلهبخش بخشیده بودیم |
| وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ ۲۱ | و آیا خبر اصحاب دعوی به تو رسیده است که از دیوار محراب او بالا رفتند |
| إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ ۲۲ | آنگاه که [ناگهان] بر داوود وارد شدند و او از ایشان هراسید، گفتند مترس، اصحاب دعوایی هستیم که بعضی از ما بر دیگری ستم کرده است، پس در میان ما به حق داوری کن، و بیداد مکن و ما را به راه راست رهنمایی کن |
| إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِىَ نَعْجَةٌ وَٰحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ ۲۳ | [یکی از آنان گفت] این دوست من است که نود و نه میش دارد، و من یک میش تنها دارم، و میگوید آن را هم به من واگذار و با من درشتگویی میکند |
| قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ ۖ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ ۩ ۲۴ | [داوود] گفت به راستی با خواستن میش تو و افزودنش به میشهای خود، در حق تو ستم کرده است، و بسیاری از شریکان هستند که در حق همدیگر ستم میکنند، مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته پیش گرفته باشند، و ایشان [به واقع] اندکشمارند، و داوود دانست که ما او را آزمودهایم، آنگاه به درگاه پروردگارش استغفار کرد، و به سجده در افتاد و توبه کرد |
| فَغَفَرْنَا لَهُۥ ذَٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍ ۲۵ | آنگاه این امر را بر او آمرزیدیم، و او در نزد ما تقرب و نیک سرانجامی داشت |
| يَـٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلْنَـٰكَ خَلِيفَةً فِى ٱلْأَرْضِ فَٱحْكُم بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌۢ بِمَا نَسُوا۟ يَوْمَ ٱلْحِسَابِ ۲۶ | ای داوود ما تو را در روی زمین خلیفه [خود] برگماشتهایم، پس در میان مردم به حق داوری کن، و از هوی و هوس پیروی مکن، که تو را از راه خدا گمراه کند، بیگمان کسانی که از راه خدا گمراه میشوند عذاب سخت و سنگینی در پیش دارند چرا که روز حساب را فراموش کردهاند |
| وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَـٰطِلًا ۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ ۲۷ | و ما آسمان و زمین و مابین آنها را بیهوده نیافریدهایم، این پندار کسانی است که کفر ورزیدهاند، و وای بر کسانی که کفرورزیدهاند از [عذاب] آتش دوزخ |
| أَمْ نَجْعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ كَٱلْمُفْسِدِينَ فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ ٱلْمُتَّقِينَ كَٱلْفُجَّارِ ۲۸ | آیا کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، همانند مفسدان در زمین قرار میدهیم، یا آیا پارسایان را مانند فاجران میشماریم؟ |
| كِتَـٰبٌ أَنزَلْنَـٰهُ إِلَيْكَ مُبَـٰرَكٌ لِّيَدَّبَّرُوٓا۟ ءَايَـٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ ۲۹ | کتابی است مبارک که آن را بر تو فرو فرستادهایم، تا در آیات آن اندیشه کنند، و خردمندان از آن پند گیرند |
| وَوَهَبْنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيْمَـٰنَ ۚ نِعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ ۳۰ | و به داوود سلیمان را بخشیدیم، چه نیکو بندهای که تواب بود |
| إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِٱلْعَشِىِّ ٱلصَّـٰفِنَـٰتُ ٱلْجِيَادُ ۳۱ | چنین بود که شامگاهان اسبهای نیکویی بر او عرضه داشتند |
| فَقَالَ إِنِّىٓ أَحْبَبْتُ حُبَّ ٱلْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّى حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِٱلْحِجَابِ ۳۲ | [سلیمان سرگرم تماشای آنان شد] آنگاه گفت [دریغا] من چنان شیفته مهر اسبان شدم که از یاد پروردگارم غافل شدم، تا آنکه [خورشید] در حجاب [مغرب] پنهان شد |
| رُدُّوهَا عَلَىَّ ۖ فَطَفِقَ مَسْحًۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلْأَعْنَاقِ ۳۳ | [سپس گفت] آنها را به نزد من باز گردانید آنگاه به دست کشیدن بر ساقها و گردنهای آنها پرداخت |
| وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَـٰنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِۦ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ۳۴ | و به راستی سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی را افکندیم، سپس توبه کرد |
| قَالَ رَبِّ ٱغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْكًا لَّا يَنۢبَغِى لِأَحَدٍ مِّنۢ بَعْدِىٓ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ ۳۵ | گفت پروردگارا مرا بیامرز و به من فرمانرواییای ببخش که سزاوار هیچ کس پس از من نباشد که تو بخششگری |
| فَسَخَّرْنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجْرِى بِأَمْرِهِۦ رُخَآءً حَيْثُ أَصَابَ ۳۶ | آنگاه باد را رام او ساختیم که به فرمان او هر جا که خواسته باشد به آهستگی روان باشد |
| وَٱلشَّيَـٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٍ وَغَوَّاصٍ ۳۷ | و دیوانی را که همه بنا یا غواص بودند [مسخر او ساختیم] |
| وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى ٱلْأَصْفَادِ ۳۸ | و دیگرانی که به هم بستگان با پای بندها بودند |
| هَـٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ ۳۹ | این بخشش ماست، بیحساب [آن را] ببخش یا برای خود نگهدار |
| وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍ ۴۰ | و او را نزد ما تقرب و نیک سرانجامی بود |
| وَٱذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَسَّنِىَ ٱلشَّيْطَـٰنُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ ۴۱ | و بنده ما ایوب را یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا داد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است |
| ٱرْكُضْ بِرِجْلِكَ ۖ هَـٰذَا مُغْتَسَلٌۢ بَارِدٌ وَشَرَابٌ ۴۲ | [گفتیم] پایت را به زمین بزن، اینک این شستنگاهی است سرد و نوشیدنی |
| وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ ۴۳ | و [سپس /دیگربار] خانوادهاش و همانند آن را همراه ایشان، از سر رحمت خویش و برای پندآموزی به خردمندان، به او بخشیدیم |
| وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَٱضْرِب بِّهِۦ وَلَا تَحْنَثْ ۗ إِنَّا وَجَدْنَـٰهُ صَابِرًا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ ۴۴ | و [به او به رعایت عهدی که کرده بود، گفتیم] دستهای چوب ترکه به دستت بگیر، و با آن [همسرت را فقط یک بار] بزن، و سوگند مشکن، ما او را شکیبا یافتیم، چه نیکو بندهای که تواب بود |
| وَٱذْكُرْ عِبَـٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَـٰرِ ۴۵ | و یاد کن بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که همه توانمند [در عبادت] و دیدهور بودند |
| إِنَّآ أَخْلَصْنَـٰهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى ٱلدَّارِ ۴۶ | ما آنان را به خصلتی ویژه ساختیم که آخرت اندیشی بود |
| وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِ ۴۷ | و ایشان از نظر ما از برگزیدگان نیک بودند |
| وَٱذْكُرْ إِسْمَـٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِ ۴۸ | و یاد کن اسماعیل و الیسع و ذوالکفل را که همه از نیکان بودند |
| هَـٰذَا ذِكْرٌ ۚ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَـَٔابٍ ۴۹ | این یاد کردی است و پرهیزگاران را نیک سرانجامی است |
| جَنَّـٰتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ ٱلْأَبْوَٰبُ ۵۰ | بهشتهای عدن که درهایش برای ایشان گشوده است |
| مُتَّكِـِٔينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَـٰكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ ۵۱ | در آنجا تکیه [بر اورنگها] زدگانند، در آنجا میوههای بسیار، و نوشیدنی [ها] میطلبند |
| وَعِندَهُمْ قَـٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ أَتْرَابٌ ۵۲ | و نزد آنان دوشیزگان همسال چشم فروهشته [/قانع به شوهر] هستند |
| هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ ۵۳ | این است آنچه به شما برای روز حساب وعده داده شده بود |
| إِنَّ هَـٰذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ ۵۴ | این همان رزق معین از جانب ماست که تمامی ندارد |
| هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّـٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍ ۵۵ | چنین است، و سرکشان را بدترین سرانجام است |
| جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ ۵۶ | جهنم است که واردش میشوند و بد آرامگاهی است |
| هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ۵۷ | چنین است، آب جوش و چرکابه که باید بچشندش |
| وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ ۵۸ | و عذابی دیگر است همانند آن به انواع و اقسام |
| هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًۢا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُوا۟ ٱلنَّارِ ۵۹ | این گروهی است که همراه با شما به دوزخ فرو رفتهاند، خوشامدی نیست ایشان را، چرا که به آتش دوزخ در آیندهاند |
| قَالُوا۟ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًۢا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ ٱلْقَرَارُ ۶۰ | گویند شما را خوشامدی نباشد، شما بودید که آن راه را پیش پای ما گذاشتید، پس چه بد قرارگاهی است |
| قَالُوا۟ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِى ٱلنَّارِ ۶۱ | گویند پروردگارا هر کس که این را پیش پای ما گذاشته است، عذابش را در آتش دوزخ دو چندان بیفزای |
| وَقَالُوا۟ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلْأَشْرَارِ ۶۲ | و گویند ما را چه شده است که مردانی را که از بد کرداران میشمردیمشان، [در اینجا] نمیبینیم؟ |
| أَتَّخَذْنَـٰهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ ٱلْأَبْصَـٰرُ ۶۳ | آیا آنان را به ریشخند گرفتهایم، یا چشمها[مان] بر ایشان نمیافتد؟ |
| إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ ٱلنَّارِ ۶۴ | بیگمان ستیزه دوزخیان با همدیگر حق است |
| قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ ۶۵ | بگو من فقط هشداردهندهام و خدایی جز خداوند یگانه قهار نیست |
| رَبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّـٰرُ ۶۶ | پروردگار آسمانها و زمین و مابین آنها که پیروزمند آمرزگار است |
| قُلْ هُوَ نَبَؤٌا۟ عَظِيمٌ ۶۷ | بگو آن خبری است بس بزرگ |
| أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ۶۸ | که شما از آن رویگردانید |
| مَا كَانَ لِىَ مِنْ عِلْمٍۭ بِٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰٓ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ۶۹ | مرا هیچ آگاهی از ملأاعلی نیست، آنگاه که [فرشتگان] مجادله کردند |
| إِن يُوحَىٰٓ إِلَىَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ۷۰ | به من وحی نمیشود جز در این باب که من هشداردهندهای آشکارم |
| إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى خَـٰلِقٌۢ بَشَرًا مِّن طِينٍ ۷۱ | چنین بود که پروردگارت به فرشتگان فرمود همانا من آفریننده انسانی از گل هستم |
| فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَـٰجِدِينَ ۷۲ | پس چون او را استوار بپرداختم، و در آن از روح خود دمیدم برای او به سجده در افتید |
| فَسَجَدَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ۷۳ | آنگاه فرشتگان همگی سجده کردند |
| إِلَّآ إِبْلِيسَ ٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَـٰفِرِينَ ۷۴ | مگر ابلیس که استکبار ورزید و از کافران شد |
| قَالَ يَـٰٓإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ ۷۵ | فرمود ای ابلیس چه چیزی تو را از سجده به آنچه با دستان خویش آفریدهام، بازداشت؟ آیا استکبار ورزیدی یا از بلندمرتبگان بودی؟ |
| قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍ ۷۶ | گفت من بهتر از او هستم، [چرا] که مرا از آتش آفریدهای و او را از گل آفریدهای |
| قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ۷۷ | فرمود از آنجا بیرون شو که تو مطرودی |
| وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ ۷۸ | و لعنت من تا روز جزا بر تو خواهد بود |
| قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ۷۹ | گفت پروردگارا پس مرا تا روزی که [مردمان] برانگیخته شوند مهلت ده |
| قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ۸۰ | فرمود [پذیرفتم] تو از مهلت یافتگانی |
| إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ ۸۱ | تا روز آن هنگام معین |
| قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ۸۲ | گفت [سوگند] به عزت تو که همگی آنان را گمراه خواهم ساخت |
| إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ ۸۳ | مگر از میان آنان، آن بندگانت را که اخلاص یافتهاند |
| قَالَ فَٱلْحَقُّ وَٱلْحَقَّ أَقُولُ ۸۴ | فرمود حق است و حق را میگویم |
| لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ۸۵ | که جهنم را از تو و همه کسانی از آنان که از تو پیروی میکنند، آکنده خواهم ساخت |
| قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُتَكَلِّفِينَ ۸۶ | بگو برای آن [رسالت] از شما مزدی نمیطلبم، و من از بر خود بستگان نیستم |
| إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَـٰلَمِينَ ۸۷ | این جز پندی برای جهانیان نیست |
| وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعْدَ حِينٍۭ ۸۸ | و خبرش را پس از چندی خواهید دانست |